خوب داشتم از بیروت می گفتم و زیباییهاش . با توجه به زمانی که ما اونجا بودیم اکثر رستوران ها منو های رستورانشون رو با توجه به ماه مبارک رمضان تغییر داده بودند . این در حالی هست که تنها چند درصد از مردم لبنان مسلمان هستند.
صخره های روشه از نمادهای کشور لبنان هستند .اصولا هرجا شکل این صخره ها مشاهده میشه یه بویی از لبنان قرار بیاد . این صخره ها در غربی ترین نقطه بیروت و اتفاقا کشور لبنان جای دارند که به صخره عشاق هم میگن . تعدادی از عشاق از بالای این صخره ها خودشون رو به آب انداختند که مستقیما منجر به مرگشون شده .
منطقه گردشگری بعدی منطقه "حریصا" می باشد . این منطقه در ارتفاعات بالای کوه ، روبروی دریای مدیترانه می باشد . شهرت این منطقه به خاطر وجود مدفن " سیده لبنان " یا همان بانوی مذهبی می باشد . یادبود بانوی لبنان بر سر مزارش ، مجمسمه ای بلند بالاست که از کیلومترها دورتر قابل رویت می باشد . در منطقه ی حریصا ۴-۵ کلیسای دیگر نیز وجود دارد . لذت دیدن دریایی آرام و آبی از حریصا وصف نشدنی است .برای رسیدن به این منطقه تله کابینی تعبیه شده است که مسافران را از منطقه ای تقریبا کنار آب به بالای کوه می رساند که این خود نیز از زیبایی های بیروت است . گذشتن تله کابین از روی اتوبان و از کنار خانه ها و پنجره های اپارتمان ها تعجب انگیز و زیباست .
قهوه ی لبنان از مشهورترین قهوه ای دنیاست . لبنان به خودی خود از کشت خوبی برای قهوه برخوردار نیست اما صنعت پیشرفته و خوبی از جهت به عمل آوردن قهوه دارند که در نوع خودش محشره . از مشهورترین برند های قهوه لبنان میشه به "ابی نصر" اشاره کرد. برای دیدن این کارخانه قبل از رسیدن به مبدا تله کابین حریصا می بایست پیاده شده .
مسجد حضرت محمد (ص) و مزار نخست وزیر فقید لبنان رفیق حریری از دیگر مکان های دیدنی بیروت هست . این مسجد و مزار در منطقه غربی بیروت و نزدیک میدان ساعت قرار دارد . این مسجد توسط رفیق حریری ساخته شده و مزارش هم در ان قرار دارد . یاداوری می کنم که هر رور هزاران شاخ گل تازه بر سر مزار حریری گذاشته میشه .
میدان ساعت اصلی ترین میدان لبنان به حساب می آید . این میدان در وسط خیابانی پر از کافه و رستوران قرار گرفته است .شهرت این خیابان به پاریس کوچولو می باشد .معمولا در این خیابان تا نیمه های شب غذا به همراه موسیقی زنده سرو می شود . کلیسایی معروف در کنار میدان ساعت قرار دارد که به لطف دوستان عکاسمان برای دیدن مراسم عروسی در این کلیسا حضور پیدا کردیم .
فروشگاه ای بی سی از لوکس ترین فروشگاه های بیروت می باشد . تمامی اجناس این فروشگاه ارجینال و گرانقیمت می باشد .به عنوان مثال یک شلوار جین ۲۱۰ هزار تومان
فروشگاه های دیسکاوری و الدرادو از دیگر فروشگاه های زنجیره ای بیروت می باشد . این فروشگاه ها دارای اجناس ارجینال کمتری هستند اما از قیمت های مناسبی برخوردار هستند .
بزرگترین رستوران سنتی خاورمیانه در نزدیکی فروشگاه الدرادو در حوالی جنوب بیروت قرار دارد . گفته می شد که این رستوران به همت علامه شیخ فضل الله راه اندازی شده است .
چند روز پيش خبري خواندم مبني بر اينکه لبنان مقصد تفريحي بسياري از ايرانيان قرار گرفته به نوعي که بازاريان و فروشندگان لبناني براي ارتباط بيشتر و موثرتر به رايزنان فرهنگي ما پيشنهاد برگزاري کلاس هاي "آموزش زبان فارسي" را داده اند . صلاح ديدم در آستانه فصل تابستان و آغاز مسافرت ها اطلاعاتي هرآنچه کوتاه ، در اختيار دوستاني که قصد مسافرت به همسايه فلسطين اشغالي را دارند بگذارم. تقريبا مرداد ماه سال 1388 بود که براي بررسي شرايط زندگي و تحصيل در لبنان راهي بيروت شدم . تجربه اينکه ممکن باشد تا وقتي ديگر برنگردي واقعا خوشايند نبود . بيروت آنقدر زيبا است که حتي کساني که بدون قصد اقامت به آن سفر مي کنند مايلند تصميماتي جدي مبني بر اقامتي هميشگي بگيرند . براي رسيدن به لبنان 2 راه هوايي مناسب موجود مي باشد . يکي پرواز مستقيم تهران – بيروت وديگري تهران – دمشق و سپس با ماشين به سمت بيروت . اگرتوريست مستقيم به بيروت برود 6-5 ساعت از لحاظ زماني جلوتر است اما چيزي حدود 120 دلار بيشتر بايد بپردازد .در صورت دوم توريست علاوه بر پس انداز 80 دلار، شهر دمشق ، مرز سوريه و لبنان ، جاده ي زيباي دمشق – بيروت و تجربه نوشيدن قهوه ي مخصوص لبناني در کنار جاده را ميکند .
اصولا براي کساني که خانوادگي سفر ميکنند 4روز براي ديدن بيروت وحومه ( آنچرا که تورها هميشه در نظر ميگيرند) کافيست ولي به نظر من يک هفته براي ديدن جزئيات بيروت وقت لازم است . بيروت از 3 منطقه تشکيل شده است . شمالي ، مرکزي ، جنوبي . منطقه شمال بيروت تقريبا مسيحي نشين واز نظر آداب و رسوم شکل گيري منطقه از لحاظ ساختمان و خيابان ها در وضع خوبي قرار دارد . منطقه مرکزي بيروت از 2 قسمت شرقي (نزديک به کوه ودر دامنه با منظره ي دريا) و غربي (نزديک به دريا وساحل ) تشکيل شده است . منطقه شرقي از وضعيت بسيار خوبي نسبت به تمام بيروت برخوردار است .غالب خانه ها و خيابان ها شبيه پاريس ( به علت مستعمره فرانسه بودن ) مي باشد . کفپوش خيابان ها سنگفرش و چراغ هايي با طرح هاي 1900 راميشود تجربه کرد . منطقه غربي ، تجمع ادارات و بانک ها و دفاتر شرکت هاي مختلف مي باشد . در جنوب بيروت منطقه "ضاحيه" واقع شده است .بيشتر مسلمانان مخصوصا شيعيان و حزب الله در آنجا مستقرهستند .
در اينجا با توجه به روند تصاوير موجود در وبلاگ عکسهايم چند روزي از سفر لبنان را تعريف مي کنم لازم به ذکر است ، در مجموعه لبنان پراست از عکسهاي متفرقه لکن حقير فقط به توضيح مکان هاي خاص مي پردازم:
به فرودگاه دمشق که رسيديم براي اولين بار با قبل از انقلاب ايران آشنا شدم . جالب اين بود جز حيراني و دقايقي تعجب هيچ پيامدي ديگر حاصل نشد . بعد از انتقال از فرودگاه به هتلي در مرکز شهر دمشق و ترک خستگي ، با يک تويوتا 2009 به سمت بيروت رفتيم .در راه از 3 مرز بين 2کشور عبور کرديم که هرسه به خاطر تفاوت ظاهري من با عکس پاسپورت دقايقي معطلم کردند . البته به خاطر آشنايي با زبان انگليسي خيلي مشکلم زودتر حل شد .


درهتل چهار ستاره white house مستقر شديم . آخرین طبقه هتل یعنی چهاردهم .
هتل روبروي درياي مديترانه و سفارت کانادا نيز بود . نماي کلي بيروت از طبقه چهاردهم به خوبي پيدا بود . این ساختمانی که عکس سمت راست می بینید سفارت کاناداست .
ماشين براي اجاره بود روزي 40 هزارتومان. یعنی از ۴۰ تومان به بالا ... انواع و اقسام ماشین ها ....بنزين ليتري هزار تومان .
کازينو لبنان رو از اينترنت ديده بودم . بزرگترين کازينو خاورميانه در ۵ کیلومتری شمال بیروت بود. قسمتي بدون ورودي تنها براي بازيهاي معمولي و ديگر قسمت ها با ورودي براي بازي با کارت و ديگر قمارها ( لازم به ذکر است کازينو با ديسکو تفاوت دارد)
ديدني بسيار زيباي ديگر غار جعيتا گروتو است که در فهرست عجايب هفتگانه دنيا قرار دارد. اين غار در 20 کيلومتري شمال بيروت و در دره کارستي نهر الکلب بوجود آمده است.اين غار داراي ساختماني بسيار پيچيده و دو طبقه است که در دالانها و تالار هاي پاييني آن قسمتي از رود الکلب جريان دارد. غار پاييني در سال 1836 توسط يک کشيش بنام ويليام تامسون و غار بالايي توسط يک غار نورد لبناني در سال 1953 کشف گرديد. طول اين غار 9 کيلومتر بوده و در سال 1999 به عنوان يکي از عجايب 7 گانه طبيعت لقب گرفت. غار عليا در سال 1958 کشف و از سال 1969 قابل بازديد براي عموم است. اين غار بزرگ که طول آن 2130 متر است، داراي استلاگميت و استلاگتيت هاي بزرگ و زيبايي است که فقط 750 متر آن براي بازديد کنندگان قابل ديدن است. اين غار خشک بوده و آبي در ان جريان ندارد. از نکات جالب توجه وجود چشمه اي در انتهاي مسير قابل بازديد غار است که چشمه آرزوها نام دارد و بازديدکنندگان آن را پر از سکه کرده اند! غار سفلي که در آن آب جريان دارد، در 1836 ميلادي کشف و از سال 1958 براي بازديد کنندگان گشوده شده است . طول اين غار 6200 متر است. براي رفتن به غار سفلي که حدود 60 متر با غار عليا فاصله دارد، بايد سوار قطارهاي کوچکي شد. نفستان از زيبايي اين همه استلاگميت و استلاگتيت آهکي زيبا مي گيرد. متاسفانه عکاسي در اين غارها ممنوع ميباشد .
موزه ي مشاهير از ديگر نقاط ديدني نزديک بيروت مي باشد . دز اين موزه اکثر مشاهير جهان داراي مجسمه اي تا حدود زياد واقعي هستند بدين منظور که مجمسه ها داراي حرکت ، صدا و بدني با جنس پلاستيک شبيه پوست بدن هستند . ازاين نوع موزه فقط 3 مورد در دنيا موجود مي باشد . مجسمه افرادی مثل بوش ، صدام ، کلینتون ، داوینچی ، رفیق حریری، انیشتین و..... قابل رویت هست .
مناطق جنوبي بيروت که اکثرا شيعه نشين هستند نيز در نوع خود جالب توجه است . بقاياي جنگ 33 روزه و دنيايي از خرابي و خسارتي که رژيم صهيونيستي در آن به جاي گذاشته است نمايانگر اوج مقاومت و ذلت يهوديان خوار ميباشد .
مسجد امام صادق اولين جايي بود که در بيروت من را آرام کرد . اين مسجد با رنگ و بويي شيعي وآداب و رسومي مخصوص که قبل از ماه رمضان و در آن برپاست ، يکي از محافل شيعيان بيروت محسوب مي شود. آداب و رسوم طهارت در اين مسجد بسيار جالب و نوعي خاص محسوب مي شود .
KFC و Mcdonold از جمله فست فودهايي هميشه شلوغ هستند .
در بيروت مکان هايي عمومي براي شنا و تفريحات ساحلي موجود ميباشد لکن به علت کثرت استفاده تا حدودي پاکيزه ي کامل نيستد . براي تفريحات دريايي به صورت خصوصي مي توان از منطقه ي جبيل ، 15کيلومتري شمال بيروت و نزديک منطقه حريصا استفاده کرد .

2. آدم ها تنها به دنیا میان ........ تنها زندگی می کنند ...... تنها میمیرند ........ تنها جواب پس میدن .... تنها ..... تنها ....... تنها ......... تنها ...... تنها ...... بفهم ..... تنها ....... تنها
3. خدا 5تا عقل داد ..... 3تاشو خودم انداختم دور ...... میخوام بقیه ی زندگیم با 2 تا عقل برم جلو .... اگه یکی از کار افتاد یا سوخت حاقل سقوط نکنم ..............
4. وقتی هنوز یه قفسه کتابای نخونده داری ، حسشم نداری ، دوست و پایه ای هم نداری ، بن هم نداری ، خاطره ای خوبی از اونجا هم داری هم نداری ، کلی هم کار داری واسه چی بری نمایشگاه کتاب ؟؟؟؟؟
5. میگفت : علی 3ماه دهنم سرویس شد ... بار اول 5 تا کاغذ آ4 بهم دادند گفتند برو بده به 12-13-14-15 گفتم واسه چی ؟ اینا که چیزی نخواستند ! گفت بگو وصیت نامشونو بنویسند ... اعدامشون قطعی شد ... یا زهرا ... یعنی فردا سحر ؟؟؟ می گفت : علی می دونستم چه آدمایی هستن ها .... طرف با دستاش قتل کرده بود ... یا اوون یکی تجاوز به عنف 20 بار ..... اما باز باورش برام سخت بوود ..... کم کم فریاد ها شروع می شد ... یکی 5 بار پشت سر هم می گفت مامان مامان مامان مامان مامان مامان .... اوون یکی فقط عربده می کشید .... اوون یکی ناله می زد خدایا غلط کردم غلط کردم ... یکشون کنج سلول کز کرده بود و ادرارش تا دم در اومده بود ... میگفتند آرووم سکته خفیف کرده .... حالا خدارو شکر اومده اداری خیلی جاش بهتره ... فقط ابلاغ اعدامی هارو شماره نامه می کنه .....
6. آقاجون می خوای مطمئن بشی دوست دخترت لیسانسس برو جلوی درب خروج آزمون کارشناسی ارشد وایسا ..... اینجاها بپلکی میبرمت بند 209
7. از دوستی که بدون چشم داشت و با روی خوش و کلی تحویل بازار و محبت و صبوری و احترام ودقت عمل ، تلفنی کارتو انجام میده چه جوری باید تشکر کنم ...
8. تو میری سفر که آدم بشی ، رعایت کنی ، گوشت برادر مرده ات رو نخوری ..... باز میخوری ؟؟ من اگه فحشا هم بکنم کربلا نرفتم .... اما تو که رفتی چرااااااااااااااااا؟؟؟؟؟ اصن به من چه ...دستگاه امام حسین حساب کتاب نداره ... یهو دیدی به کاهی ، کوهی رو بخشیدند ...

ظرف30 سال اخیر فلاسفه نوین دنیا خصوصا فلاسفه فرانسوی نظریاتی را مطرح کردند . ساختارگرایی ، پسا ساختارگرایی ، پست مدرنیسم ، هنر مفهمومی و .... این نظریات یکباره در ایران مد شد ، در حالی که 20 سال قبل از آن ، این نظریات مطرح شده بود .
بارت ، روسو ، سوسور ، هایدگر و ..... یک مرتبه تبدیل به اپیدمی شد ، در حالی که در غرب دیگر قدیمی شده بود . هدف از آموختن این تئوری ها این است که به نظریه ی شخصی برسیم نه اینکه همان ها را برای هم بلغور کنیم . گرفتاری ما این است که از این ها به نظریات شخصی نمی رسیم .
اشکال بزرگ دیگر این است که هر نظریه در بستری شکل می گیرد که ممکن است در بستر دیگر عمل نکند . به همین دلیل ما نظریه ها را می خوانیم ولی نمی توانیم از آنها استفاده کنیم چون به دیدگاه شخصی نمی رسیم فقط آنها را حفظ می کنیم . هر اثر هنری زاییده یک بستر است ، آن بستر شرایط سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و...... است . وقتی این بستر وجود ندارد چگونه اثر هنری شکل می گیرد ؟ وقتی بستر را نمی شناسیم کاری که تولید می کنیم کاری غیر بومی است و وقتی کاری غیر بومی است ، کپی یا نسخه برداری است یا ایده اش را از جایی دیگر گرفته ایم .
برای جهانی شدن باید اول بومی شد ، نمی شود یک مرتبه پرید توی دنیا . ما نمونه های زیادی داریم ، ساعدی ، چوبک ، شاملو ، هدایت ، آل احمد و.... ریشه شعر وقصه و داستان همه در اینجا است و از این ریشه جهانی شده اند . وقتی ما این ریشه را نمی شناسیم سینما، آهنگ ، شعر ، داستان ، دانشگاه ، عکس و ..... همه چیزمان بی ریشه است و معلوم نیست اینها بدون ریشه به چه دردی می خورد ؟؟؟
بعد نوشت :
مسافرت هوایی در ایران همیشه همراه با ..... ( بیخیال ) .... حلال کنید
سلام آقای فرنگی.....
سلام آقای فرنگی.......
سلام آقای فرنگی........
آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی .......
************************
از خانه که می آیی ، یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار ، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی با خود بیاور که احتمال گریستن ما بسیار است .......
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم ، صبوری می کنم تا همه ی چشمها غافل شوند .... تا رفتن تبسم را نبینند .... مرا نمی شناسد مرگ .... تا تو دوباره باز آیی ، من هم دوباره عاشقت خواهم شد ..صبوری می کنم
*************************
پ . ن : علی خجالت نمی کشی
پ . ن: از هردستی بدی میگیری ازهمون دست // این نفرین من نیست بازی زمونه است

تولد هفتاد سالگی رادیو رو تبریک میگم شدید ...خیلی برام جالب بوود...آخه اولین باری بود که داخل رادیو رو با چشم خودم میدیم... فهمیدم واقعا صداها از کجا میاد..اوون آقاهه چه شکلیه که صدای خر در میاره ... دنگ دنگ دنگ اخبار رو کی به صدا در میاره و کلی جواب دیگه واسه سوالام...
دوم راهنمایی بودم یا اول یادم نیست ... آقای فراهانی معلم تربیتی مدرسه منو به همراه مجتبی برای ضبط برنامه در رادیو قرآن انتخاب کرد...رفتیم ساختمان قدیمی رادیو...بازار ، میدان ارک... خیلی حال کردم..برنامه تولیدی بود... خدایش همون موقع هم من صوتی ندادم اما مجتبی چرا..من که اوون رو با همچین کلماتی دلداری میدادم " ای بابا اصن غصه نخور، هی خراب کن اینایی که اونطرف شیشه هستند وظیفشونه" "اصن نمیخواد از حفظ بخونی قران رو جلوت بازکن و بخون کی به کیه" و .... نمیفهمیدم که تنها بسته بودن درب استودیو برای نرفتن صدا به اوون طرف شیشه ملاک نیست و ممکنه صدابردار میکروفن داخل رو باز گذاشته باشه..به همین خاطر با هر جمله ی من ، کلی آدم اوون طرف شیشه هرهر کرکر میکردند...البته ما که صدایی نمیشنیدیم فقط دهن های ....
حالا سالها از اوون موقع میگذره ومن چندین ساله کارمند رادیو شدم...چیزی که اصلا فکرشو نمیکردم..چند وقته پیش آیتم خوندن تو برنامه تولیدی "تجارت الکترونیک" رو شروع کردم... این برنامه روزهای فرد ساعت ۹:۵۰ دقیقه پخش میشه...با این حال منو برد به روزهای نوجوونی...جالبتر اینکه همون روزا آقای فراهانی رو دیدم و کلی....
از دیروز ، همزمان با تولد هفتاد سالگی رادیو ، تو برنامه زنده صبا ، آیتم اجرا میکنم . تقارن خوبی بود برای خودم .. اما هنوز درگیر هیجانات ذهنی این موضوع هستم ....منی که یه روزی تو تاکسی و اتوبوس و مسافرت و اتاق خوابم به حرفای آدم هایی با چهره های خیالی و رفتارهای فانتزی و .... گوش میکردم حالا خودم تو جایگاهی قرار گرفتم که هر روز صبح( از ساعت ۷ تا۸) چند دقیقه ای میرم تو ماشین و اداره و خونه ی آدما و .... به امید خدا دوست دارم بتونم مطالبی که میگم چند درصد به اطلاعات مردم اضافه کنه ...
پ . ن : تمامی این اتفاقات در رادیوتجارت موج اف ام ردیف ۲/۱۰۷ اتفاق میافته
آیتم من در برنامه تجارت الکترونیک
آیتم من در برنامه زنده صبا (شنبه4اردیبهشت) آیتم من در برنامه زنده صبا (یکشنبه5اردیبهشت)
چندتا پست آماده کرده بودم . اما نتونستم بیام بذارم . حالم گرفته است . ایام عید بود . به محضر دوستی رسیدم جهت تبریک عید . معمولا گپ و گفت ما حول محور خدا و خداشناسی وخودشناسی بود و شاید هم باشد . از بچگی نماز میخواند و حجاب داشت . لیسانسی با موضوعیتی طبی گرفت . تردید از من است . فرزند اول خانواده ای فرهنگی . مشغول به کار در موسسه ای جهادی (یعنی بعد از انقلابی) . چند وقتی بود از عرفان های جدید و نوعی نگاه دیگر به خدا ودین صحبت میکرد . تلاش کردم بفهمم از کجا آب میخورد که نشد . بحثی پیش آمد که مشتاقانه لب به سخن گشود . " میبینی این آویزوو ؟؟؟ ۳ ساله گردنمه . من یک ساله مسیحی شدم " . تو خوف و رجا و شک و طنز و..... بودم که جدی گفت : "خیلی وقته تموم شده ".....
خونم خواب رفت . مسجد الرسول ، بیت المقدس ، صحرای کربلا ، ریختن کاخ تیسفون ، صدای اذان پدر تو گوشه بچه ، تلقین میت ، کشته شدن شهیده حجاب تو آلمان و..... صدها صحنه ی دیگه با آهنگ فیلم "محمد رسول الله " تو ذهنم پیچ میخورد .
نمی دونستم چیکار کنم .... بیافتم به دست و پاش بگم خواهش میکنم خواهش میکنم این کارو نکن ، به خدا اشتباه میکنی یا بشینیم با هم یک سری بحث حقانیت اسلام بکنیم یا معرفی اش کنم به حاج آقا فلانی که خیلی باهاله ..... مستاصل شدم ... اشک تو چشام حلقه زد ... شروع کرد صحبت کردن ... تو ام بیا با من ... دین ما همه چی و ... دین ما نمیذاره ..... مسیح نمی دونی چقدر ..... اصلا این چند وقته خدا بهم یه جوری دیگه نگاه میکنه .... ای بابا این حرفایی که تو میزنی تو کلت کردند ..... عاشورا ؟؟ بذار یه چیزی بهت بگم تو میدونستی شیطان معجزه میکنه ؟؟؟
فقط از بالای بلندی افق جنوب تهران و نگاه میکردم و براش دعا . همه اونایی که منو میشناسند عقاید منو نسبت به حاکمیت و انقلاب میدونند .اما چیزی که تو گلوم مونده رو میخوام فریاد بزنم.این بچه ۱۲ سال تو مدرسه درس خونده . این همه کتاب دینی ، اعیاد و عزاداری ، امورتربیتی و...... ۴سال دانشگاه بوده . معارف ۱ معارف ۲ اخلاق اسلامی انفلاب و ریشه ها و ...... ۱۶ سال بچه مجبور بوده به حرف شما گوش کنه . تو این مدت پس چه غلطی کردید ؟ بگید چه غلطی کردید ؟ بگید دیگه کثافتای حروم خور که از کلاس و درس فقط پیچوندنشو بلدید ...
حالا اصلا اوونا به کنار،تبلیغات و تاثیرات محیطی چی شد ؟؟؟ کلاس های دین شناسی ، جلسات بحث و گفتگو ، برنامه های جذاب صدا وسیما من باب معرفت در دین ، واعظ هایی که بتونند سلیقه های مختلف رو پای منبر بکشونند ، تبلیغاتی که به جای نوکیا و سامسونگ و پنبه ریز و چی توز موتوری و BMW و ۵پرواز هفتگی به استانبول و .... یه کم تو رو با حقانیت دینت آشنا کنه ؟؟؟ کو ؟؟ کجاست ؟
نمیگم تا حالا نبوده و نشده و نیست ، نه ، اینو نمیگم . اما اعتقاد دارم هرچی بوده وظیفشون بوده . پس انقلاب کردید که چه غلطی بکنید ؟ پس این همه شهید برای چی ؟ برای کی ؟
سال ۱۳۸۸ با همه ی بدی ها و خوبیهاش نمونه ی کاملی از تاریخ ایران بود و نشون داد مردم .......
سالی پر از سلامتی و امید براتون آرزو میکنم . امیدوارم آرامش به همراه آسایش ، پیشانی زندگیتون باشه . خدایا همه مارو به احسن حال مبتلا کن .
میخواستم از خیلی چیزها بنویسم اما مهمترین موضوعی که این روزها ذهنمو مشغول کرده اینه که چندنفر از دوستا ، فامیلا ، همکارا و ... تو ایام نوروز از بین میرن ... همون چهره های خندونی که قبل از سال از هم جدا شدیم بعد از سال لای خروارها خاک ...... سالانه حدود ۲۵ هزار نفر تو تصادفات جاده ای از بین میرن .... ای کاش امسال بیشتر از ۱۱تا نشه ( چون تا الان ۱۱ تا کشته شدند دیگه)...
خیلی دردناکه که یه خانواده با همه ی خستگی سالیانه و امید برای سفری باهال از خونه میزنند بیرون اما ۳تا ، ۲تا یا فقط یکیشون برمیگرده اونم یه عمر داغدار......خواهش میکنم خیلی مواظب خودتون باشین ..... به خدا یه روز دیرتر برسیم بهتره تا ...... از خدا میخوام همه ی مسافرین و در پناه خودش به مقصد برسونه حتی اونایی که خودشون نمیخوان ..... همه ی مسائل ایمنی رو رعایت کنید خواهش

خوشحال بود . فلق از شرق شهر به چشمانش بیداری میداد . انگار به سوی دنیا می رفت . همه ی دنیا . انگار غرق نعمت بوود ٬ که بود . همه ی آغوشش گرم شده بود . کمی عشقش را جا به جا کرد و نفس عمیقی کشید .... انگار از همه دلتنگی ها خالی شده بوود . کمی نگاهش کرد ، لبخندشان گره خورد... انگار که سالهاست با هم رفیقند و عشق وعاشقی برپاست ، که بوود .
عریانی شان را با پرده و پتو و پلک پوشانده بودند که صدایی قنجشان را به رنج تبدیل کرد ...
لااله الاالله .... به عزت و شرف لااله الالله ...... بلند بگو لااله الاالله














































































