تبليغاتX
شیخ روشنفکر
شیخ روشنفکر

برای علی فرنگی دعا کنید

لینک خبر در روزنامه ایران

+ تاريخ چهارشنبه 1389/03/26ساعت 11:9 نويسنده علی |

1. ای کاش دختر داشتم تا در سن 90 سالگی ام با دستانی مهربان در نیمه شب آخر عمرم صدا می زد " بابا بابا " و من از بغض گلو و اشک چشمانش دق می کردم ..... ای کاش دختر داشتم تا همه زندگی اش من می شدم ..... ای کاش دختر داشتم تا او پیش همه می گفت : من با بابام یه جور دیگم ، همه ی حرفامو به اوون می زنم ، خداییش بت منه " ، اصلا قهرشو نمی تونم تحمل کنم ، اگه فقط جواب سلاممو نده پخ می زنم زیر گریه..... ای کاش دختر داشتم تا وقتی دست در دست عشقش در اتوبانی خلوت مشغول است جوابم را با "قربون شکلت برم الهی الان میام ، راستی چیزی نمی خوای برات بخرم بابایی ؟ "بدهد ...... ای کاش دختر داشتمو نمی دانست که می دانم بعد از ازدواجش من همه ی زندگی اش نیستم..... ای کاش دختر داشتمو نمی دانست بعد از طلاقش می دانم چه کسی هوای او را صادقانه دارد ..... ای کاش دختر داشتمو نیمه شبی بعد از کار درکنارش تا صبح استراحت می کردم ..... ای کاش دختر داشتمو در دانشگاه می گفت : "آخه می دونی من همه چیزم به بابام رفته حتی علایق سیاسی و ورزشیم " .... ای کاش دختر داشتمو در راه خانه هر روز برایش چیزی می خریدم  ....  ای کاش دختر نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــداشتم وقتی دست در دست عشقی با صدایی لرزان میگفت : " می خوام جونمو فدات کنم "

2. آدم ها تنها به دنیا میان ........ تنها زندگی می کنند ...... تنها میمیرند ........ تنها جواب پس میدن .... تنها ..... تنها ....... تنها ......... تنها ...... تنها ...... بفهم ..... تنها ....... تنها

3. خدا 5تا عقل داد ..... 3تاشو خودم انداختم دور ...... میخوام بقیه ی زندگیم با 2 تا عقل برم جلو .... اگه یکی از کار افتاد یا سوخت حاقل سقوط نکنم ..............

4. وقتی هنوز یه قفسه کتابای نخونده داری ، حسشم نداری ، دوست و پایه ای هم نداری ، بن هم نداری ، خاطره ای خوبی از اونجا هم داری هم نداری ، کلی هم کار داری واسه چی بری نمایشگاه کتاب ؟؟؟؟؟

5. میگفت : علی 3ماه دهنم سرویس شد ... بار اول 5 تا کاغذ آ4 بهم دادند گفتند  برو بده به  12-13-14-15 گفتم واسه چی ؟ اینا که چیزی نخواستند ! گفت بگو وصیت نامشونو بنویسند ... اعدامشون قطعی شد ... یا زهرا ... یعنی فردا سحر ؟؟؟ می گفت : علی می دونستم چه آدمایی هستن ها .... طرف با دستاش قتل کرده بود ... یا اوون یکی تجاوز به عنف 20 بار ..... اما باز باورش برام سخت بوود ..... کم کم فریاد ها شروع می شد ... یکی 5 بار پشت سر هم می گفت مامان مامان مامان مامان مامان مامان .... اوون یکی فقط عربده می کشید .... اوون یکی ناله می زد خدایا غلط کردم غلط کردم ... یکشون کنج سلول کز کرده بود و ادرارش تا دم در اومده بود ... میگفتند آرووم سکته خفیف کرده .... حالا خدارو شکر اومده اداری خیلی جاش بهتره ... فقط ابلاغ اعدامی هارو شماره نامه می کنه .....

6. آقاجون می خوای مطمئن بشی دوست دخترت لیسانسس برو جلوی درب خروج آزمون کارشناسی ارشد وایسا ..... اینجاها بپلکی میبرمت بند 209

7. از دوستی که بدون چشم داشت و با روی خوش و کلی تحویل بازار و محبت و صبوری و احترام ودقت عمل  ، تلفنی کارتو انجام میده چه جوری باید تشکر کنم ...

8. تو میری سفر که آدم بشی ، رعایت کنی ، گوشت برادر مرده ات رو نخوری ..... باز میخوری ؟؟ من اگه فحشا هم بکنم کربلا نرفتم .... اما تو که رفتی چرااااااااااااااااا؟؟؟؟؟ اصن به من چه ...دستگاه امام حسین حساب کتاب نداره ... یهو دیدی به کاهی ، کوهی رو بخشیدند ...

+ تاريخ پنجشنبه 1389/03/20ساعت 0:16 نويسنده علی |

Ðe$igNER