تبليغاتX
شیخ روشنفکر
شیخ روشنفکر

بعضی وقتا فکر می کنم یه آدم چقدر میتونه با صفا باشه.... یه مدیر چقدر میتونه مثل پدر عمل کنه.... کسی با ۱۵سال سن بیشتر از خودت چطوری دغدغه های اون روزای تورو بلده.....یه مرد چقدر میتونه چند وجهی باشه.... در کل از این آدما کم پیدا میشه....بدتر از اوون تو این کشور پهناور کم نیستند آدمایی که با لجاجت و جهالتشون راه پیشرفت و امید و واسه دیگران مسدود می کنند.... با حذف همچین آدمایی از سیستم ، بیشترین ضربه رو کسانی می خورند که همچین مدیرانی الگوشون تو زندگی اند .... وقتی تو میبینی الگوی زندگیت به راحتی با این همه ذوق و شوق و تجربه و ....کنار گذاشته میشه ....

آقا وحید حضور شما تو زندگی من ، چه به عنوان همکار چه به عنوان مدیر از طلایی ترین دوران های زندگیمه ... میخوام تو رزومه های زندگیم از این به بعد تو شماره یک بنویسم :

1) working with MR.VAHID

+ تاريخ دوشنبه 1389/07/26ساعت 17:6 نويسنده علی |

 

مالکیت آسمان را به نام کسانی نوشتنه اند که به زمین دل نبسته اند

هرجاچراغی روشنه // از ترس تنها بودنه // ای ترس تنهایی من // اینجا چراغی روشنه

+ تاريخ سه شنبه 1389/07/20ساعت 17:26 نويسنده علی |

فیلم جذابی است . درون مایه ی قوی ای دارد . ای کاش روزی نشود و یا جوری نشود که بخواهیم کسانی را به زور به بهشت ببریم . خداوند متعال هم "قاسم الجبارین" هست هم "الرحم الراحمین" اما خودش به بخشندگی بیشتر عمل می کند . بعد از گناه ، به جای ترس و بیم و گریز از خداوند ، رحمت و مغفرت و توکل را بسط دهیم که خداوند همیشه  الرحم الراحمین است .

نباشد که جماعتی برای اینکه در بهشت همه مان با هم باشیم به زور بهشتی مان کنند که " بهشت را به بها دهند نه بهانه ".... اگر فعالیت هایی به نام بخشش از گناه صورت دهی اما به صورت قلبی از آن دوری نجسته باشی برو با خیال راحت گناه کن که فقط خودت را خسته کردی @1

**************************

@1 : رجوع شود به فیلم پرتغال کوکی اثر استنلی کوبریک و همین فیلم دختران مدرسه مگدالین

+ تاريخ سه شنبه 1389/07/13ساعت 11:32 نويسنده علی |

Ðe$igNER