تبليغاتX
شیخ روشنفکر
شیخ روشنفکر

تا تو بودی در شبم ، من ماه تابان داشتم

روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم

حال اگرچه هیچ نذری عهده دار وصل نیست

یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم

ماجراهایی که با من زیر باران داشتی

شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم

بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود

من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم

ساده از "من بی تو می میرم" گذشتی خوب من

من به این یک جمله خود سخت ایمان داشتم

لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید

تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم

 

کاظم بهمنی

+ تاريخ دوشنبه 1390/07/25ساعت 12:33 نويسنده علی |

نتیجه توسل به امام رضا (ع)

« روزی آیه الله العظمی بهجت فرمودند: یکی از علمای نجف اشرف به جهت بیماری به تهران می آید و بعد از مراجعه به پزشک و تشکیل کمیسیون پزشکی بنابر آن می شود که آقا از ناحیه مغز عمل جراحی شود، آقا خیلی وحشت زده شده و سخت ناراحت می شود و اجازه می گیرد به مشهد مقدس مسافرت نماید.
پس از تشرف و توسل شبی در خواب می بیند آقای بزرگواری نزد ایشان می آید و می فرماید: چرا اینقدر ناراحت هستید صلاح دیده شد که عمل نشوید و با دارو معالجه شوید. از خواب بیدار می شود و می گوید: نتیجه گرفتم، به تهران برویم. به تهران می آیند، پس از مراجعه مجدد به پزشک، رئیس کمیسیون طبی آقا به او می گوید: ناراحت نباشید صلاح دیده شد که عمل جراحی انجام نشود، با دارو معالجه می کنیم.
با تطبیق این گفتار در خواب و بیداری بر یقین او می افزاید و با توسل به ثامن الحجج علیهم السلام معالجه نموده و شفا می یابد. »

*******************************************

پ . ن ۱ : آقا جان قرارمون یادت نره .... معذرت میخوام استفهام انکاری بود یعنی کمکم باش تا من یادم نره

پ . ن ۲ : تو عمرم زیاد برخورد داشتم با دخترانی که تمام زندگیشون (اعم از خط مشی سیاسی ، مذهبی ، فرهنگی و ..... ) بابا شون بوده ... به آیه ی  جالب در قرآن برخوردم کردم ... بد نیست شما هم بخونید .... در ضمن پسرها هم اینطوری هستند اما دخترها به خاطر بابایی بودن کلا بیشتر اینطوریند ...

سوره مائده

و هنگامي كه به آنان گويند : به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر آييد ، گويند : روش و آيينى كه پدرانمان را بر آن يافته ايم ، ما را بس است . آيا هر چند پدرانشان چيزى نمي  دانستند و هدايت نيافته باشند [ باز هم اين تقليد جاهلانه و ناروا را بر خود مي  پسندند ؟ ! ](104)

+ تاريخ پنجشنبه 1390/07/14ساعت 14:18 نويسنده علی |

یا سَریعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا یَمْلِکُ إلاّ الدُّعاءَ ......وَسِلاحُهُ الْبُکاءُ

دوای درد مرا هیچکس نمیفهمد....فقط به طبیبان بگو دعا کنند مرا

 

شکسپير می گويد: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همين امروز به من هديه کن...... خدایا شکرت .... خدا شکرت.... 
+ تاريخ دوشنبه 1390/07/04ساعت 17:36 نويسنده علی |

Ðe$igNER