|
شیخ روشنفکر
|
||
|
ای کاش خواب به خواب می شدم ..... دیگرتن نحیفم طاقت این سکته های سحرگاهی را ندارد......آخر مگر چقدر می توان طعم تصور واقعییت را با واقعییت جابهجا کرد......روزانه ، آگاهانه درخواست رویای تو درسرپرورانده میشود لکن سحرگاهان تجربه جان کندن از پس رویا درمیآید..... " تو کجایی درگستره بیمرز این جهان،تو کجایی ؟؟؟؟؟ من دردورستترین جای جهان ایستادهام،کنار تو...... تو کجایی درگستره ناپاک این جهان، تو کجایی ؟؟؟؟؟ من درپاک ترین مقام این جهان ایستادهام ، برسبزشوراین رود بزرگ،که می سراید برای تو...... تو کجایی ؟؟؟؟؟ تو کجایی ؟؟؟؟؟ " (1) دیدم صنمی سرو پری روی چو ماهی..... افکنده به رخساره چو آن موی سیاهی...... بشینم سرراهی....به لمید نگاهی......بشینم سرراهی ....... به امید نگاهی خدایا تو گواهی.... (این آهنگ دیوانه کرده است) و فریاد میزنم (( وما یدریک لعلالساعه تکون قریبا ))(2)...... مهربان ترین مواظبش باش حس مرگ رهایم نمی کند......خدایا ببخش.... راستی مرا جوان ناکام نخوانید.....هرگز..... چون به پابوس جدش نایل نشدهام چرا مرا ناکام بخوانید....اما برای کاستیهای دنیا هرگزوهرگز ناکامم نخوانید،کامی که ازیاربهمن رسیده است دربهشت همتجربه نخواهم کرد. ............................................................................................. آری مگرفریادمردم برات رویا نبود.....مگر آرزویت بر سردست ها برده شدن نبود.....مگرآرزویت نبود تیتریک شوی..... عکس روی جلد روزنامه ها........سایتها را که دیگر نگو....بااین حال برو درآغوش امن خدا.....تا روز قیامت هیچ نیتی آشکارنخواهد شد پ.ن(1): احمد شاملو، آلبوم درآستان پ.ن(2): "وتو چه میدانی که وعده موعود چه زمانیست" آری که فقط توآگاهی ،سورهاحزابآیه63 |
|
|