تبليغاتX
شیخ روشنفکر - تو کجایی ؟؟!؟!؟!
شیخ روشنفکر

ای کاش خواب به خواب می شدم ..... دیگرتن نحیفم طاقت این سکته های سحرگاهی را ندارد......آخر مگر چقدر می توان طعم تصور واقعییت را با واقعییت جابه­جا کرد......روزانه ، آگاهانه درخواست رویای تو درسرپرورانده میشود لکن سحرگاهان تجربه جان کندن از پس رویا­ در­می­آید.....

" تو کجایی درگستره بی­مرز این جهان،تو کجایی ؟؟؟؟؟ من دردورست­ترین جای جهان ایستاده­ام،کنار تو...... تو کجایی درگستره ناپاک این جهان، تو کجایی ؟؟؟؟؟ من درپاک ترین مقام این جهان ایستاده­ام ، برسبزشوراین رود بزرگ،که می ­سراید برای تو...... تو کجایی ؟؟؟؟؟ تو کجایی ؟؟؟؟؟ " (1)

دیدم صنمی سرو پری روی چو ماهی.....

افکنده به رخساره چو آن موی سیاهی......

بشینم سرراهی....به لمید نگاهی......بشینم سرراهی ....... به امید نگاهی

خدایا تو گواهی.... (این آهنگ دیوانه کرده است)

و فریاد میزنم (( وما یدریک لعل­الساعه تکون قریبا ))(2)...... مهربان ترین مواظبش باش

حس مرگ رهایم نمی کند......خدایا ببخش....

راستی مرا جوان ناکام نخوانید.....هرگز..... چون به پابوس جدش نایل نشده­ام چرا مرا ناکام بخوانید....اما برای کاستی­های دنیا هرگزوهرگز ناکامم نخوانید،کامی که ازیاربه­من رسیده است دربهشت هم­تجربه نخواهم کرد.

.............................................................................................

آری مگرفریادمردم برات رویا نبود.....مگر آرزویت بر سردست ها برده شدن نبود.....مگرآرزویت نبود تیتریک شوی..... عکس روی جلد روزنامه ها........سایت­ها را که دیگر نگو....بااین حال برو درآغوش امن خدا.....تا روز قیامت هیچ نیتی آشکارنخواهد شد

پ.ن(1): احمد شاملو، آلبوم درآستان

پ.ن(2): "وتو چه میدانی که وعده موعود چه زمانیست" آری که فقط توآگاهی ،سوره­احزاب­آیه63

+ تاريخ چهارشنبه 1388/09/11ساعت 14:20 نويسنده علی |

Ðe$igNER