تبليغاتX
شیخ روشنفکر - چه زود ....
شیخ روشنفکر

سلام آقای فرنگی.....

سلام آقای فرنگی.......

سلام آقای فرنگی........

آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی .......

************************

از خانه که می آیی ، یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار ، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی با خود بیاور که احتمال گریستن ما بسیار است .......

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم ، صبوری می کنم تا همه ی چشمها غافل شوند .... تا رفتن تبسم را نبینند .... مرا نمی شناسد مرگ .... تا تو دوباره باز آیی ، من هم دوباره عاشقت خواهم شد ..صبوری می کنم

*************************

پ . ن : علی خجالت نمی کشی

پ . ن: از هردستی بدی میگیری ازهمون دست // این نفرین من نیست بازی زمونه است

+ تاريخ دوشنبه 1389/02/13ساعت 20:29 نويسنده علی |

Ðe$igNER