سلام آقای فرنگی.....
سلام آقای فرنگی.......
سلام آقای فرنگی........
آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی ....... آقای فرنگی ........ آقای فرنگی .......
************************
از خانه که می آیی ، یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار ، گزیده شعر فروغ و تحملی طولانی با خود بیاور که احتمال گریستن ما بسیار است .......
دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم ، صبوری می کنم تا همه ی چشمها غافل شوند .... تا رفتن تبسم را نبینند .... مرا نمی شناسد مرگ .... تا تو دوباره باز آیی ، من هم دوباره عاشقت خواهم شد ..صبوری می کنم
*************************
پ . ن : علی خجالت نمی کشی
پ . ن: از هردستی بدی میگیری ازهمون دست // این نفرین من نیست بازی زمونه است